تبليغاتX
عمومی
 سالروز ازدواج حضرت علی(ع) وفاطمه(س)
|+| نوشته شده توسط در یکشنبه شانزدهم آبان 1389  |
 شهادت امام محمد تقی(ع)
|+| نوشته شده توسط در شنبه پانزدهم آبان 1389  |
 13آبان

در13 مهر 1342 به دستور شاه ، پیشنهاد آمریکا مبنی بر اعطای مصونیت قضایی به اتباع آمریکایی ، به صورت یک لایحه قانونی در هیات دولت تصویب گردید . پس از تصویب این لایحه ، وزارت خارجه مراتب رضایت رژیم را از این تصویب به اطلاع سفارت آمریکا رساند و لایحه در سال 1343 ، به تصویب مجلسین شورای ملی و سنا رسانده شد .چندی بعد ، نشریه داخلی مجلس حاوی متن کامل سخنرانیها و گفتگوهای نمایندگان و رئیس دولت در زمینه این لایحه به دست امام خمینی رسید و ایشان را به اعتراض وا داشت . پس امام به افشاگری این مصوب دولت پرداخت .

رژیم ، همه شیوه ها را برای آرام کردن ایشان به کار برد ، اماهیچ کدام کارساز نبود . فریبکاری و وارونه جلوه دادن حقایق ، بازداشت و زندان ، تهمت ، دروغ پردازی ، جوسازیهای کاذب ، تهدید و تطمیع ، وحشیگری و کشتار ، اختلاف افکنی و ... ، در برابر روح بزرگ امام (ره) بی اثر شده بود . تنها یک راه باقی مانده بود و آن تبعید امام بود . در شب 13 آبان 1343 ، صدها کماندو و چترباز مسلح به همراه مزدوران ساواک به سرپرستی سرهنگ مولوی ( رئیس ساواک تهران ) بیت امام را درقم محاصره کرده ، از بام و دیوار وارد منزل شده و پس از ضرب و شتم خادمین منزل ، امام را دستگیر و به تهران انتقال دادند و صبح همان شب رهبر بزرگ نهضت را با یک هواپیمای نظامی از فرودگاه مهرآباد تهران به ترکیه تبعید نمودند و ساواک اطلاعیه ای را از صداو سیما و مطبوعات به شرح زیر منتشر کرد :

" طبق اطلاع موثق و شواهد و دلایل کافی چون آقای خمینی و تحریکات مشارالیه ، علیه منافع ملت و امنیت و استقلال و تمامیت ارضی کشور تشخیص داده شد ، لذا در تاریخ 13 آبان ماه 1343 ، از ایران تبعید گردید ."

دستگیری و تبعید امام با واکنش شدید اقشار مردم مواجه شد . شهرهای قم ، مشهد و تهران به حالت تعطیل درآمدند .

در بسیاری از شهرها تظاهرات به راه افتاد . حسنعلی منصور ، نخست وزیری که لایحه را به مجلس برده و از تصویب گذرانده بود ، ترور گشت و نهضت وارد دوران جدید مبازره علنی با رژیم گردید .

و دقیقا 15 سال بعد در چنین روزی یعنی 13 آبان 1358 کمتر از یکسال پس از پیروزی انقلاب ، دانشجویان پیرو خط امام سفارت آمریکا را تصرف کرده و حماسه عظیمی آفریدند که امام خمینی آنرا به حق ، انقلاب دوم و انقلابی بزرگتر از انقلاب اول نامید.

اوایل پیروزی انقلاب ، حرکتهایی صورت می گرفت تا جو سیاسی جامعه را پیچیده کرده و به نفع آمریکا پیش برد ؛ در چنین شرایطی امام خمینی بیانات قاطعی علیه ابرقدرتها به ویژه آمریکا ایراد فرمودند و فرمان مقابله را به تمامی دانش آموزان ، دانشگاهیان و طلاب علوم دینی صادر کردند .

دانشجویان مسلمان با درک فرمان امام ، در لبیک به فرمایش ایشان و وادار کردن آمریکا به استرداد شاه و اموال ملت ، تصمیم به اشغال سفارت آمریکا گرفتند و اسناد قابل توجهی را به دست آوردند.

با تسخیر لانه جاسوسی ماهیت چهره های سازشکار که در صحنه سیاسی کشور ظاهر شده بودند ، افشا گردید و روحیه بیداری ، هوشیاری و وحدت و همبستگی در امت دمیده شد و از همه مهمتر ، ابهت پوشالی آمریکا در جهان شکسته شد .

13آبان برگی زرین از تاریخ ملت ایران است ، روزی که در آن سه فصل مهم درآغاز ، پیروزی و تداوم انقلاب ایران جلوه نمایی می کند .

این روز را گرامی می داریم

|+| نوشته شده توسط در پنجشنبه سیزدهم آبان 1389  |
 آغاز هفته پیوند اولیا و مربیان

 

تاریخچه انجمن اولیا و مربیان

انجمن اولیا و مربیان، یکی از تشکل های مردمی است که اینک بیش از پنجاه سال از تأسیس آن در ایران می گذرد. این انجمن، بر اساس توصیه کنفدراسیون آموزش اولیا، وابسته به یونسکو، با عنوان انجمن خانه و مدرسه در ایران تشکیل شد و از همان زمان، با نام انجمن های خانه و مدرسه به انجام وظایف خود پرداخت. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، انجمن خانه و مدرسه که نمایانگر همکاری دو کانون اثرگذار، به نام انجمن اولیا و مربیان بود، با بار فرهنگی و انسانی عمیق تغییر نام یافت تا امکان ارتباط همه جانبه میان اولیا و مربیان را تحکیم بخشد.

هفته پیوند، تجلی گاه وحدت

هفته پیوند اولیا و مربیان، بهترین و مناسب ترین فرصت برای فراهم کردن زمینه های تحقق همکاری و همدلی میان خانه و مدرسه است. در سایر هفته پیوند اولیا و مربیان، هیئتی منتخب از پدران و مادران، دانش آموزان و مربیان، با هدف همکاری در راه پیشبرد امورآموزش و پرورش دانش آموزان دور هم جمع می شوند و از توانایی های فکری، علمی و تخصصی یکدیگر برای تربیت هرچه بهتر سازندگان آینده میهن اسلامی بهره مند می شوند. آنها با ارائه طرح ها و پیشنهادهای مفید در این انجمن، در اداره امور، یار و یاور صمیمی مدیران و مسئولان به شمار می آیند. در پرتو این وحدت، پیوند میان خانه و مدرسه مستحکم تر می گردد و از مشکلات دستگاه تعلیم و تربیت کشور، به میزان چشم گیری کاسته می شود.

مشارکت اولیا و مربیان

امر تعلیم و تربیت، مشارکت جدّی و همه جانبه را می طلبد که در یک سوی آن اولیا، یعنی نخستین آموزگارانِ فرزندان در خانه هستند و در سوی دیگر مربیان، یعنی آموزگارانِ دانش آموزان در مدرسه قرار دارند. اولیا و مربیان، همواره در تکوین تعلیم و تربیت فرزندان در تعامل هستند؛ بدین صورت که حاصل تربیت فرزندان در خانواده ها، به عنوان پیش نیاز و خمیرمایه شروع کار معلمان در مدارس است و حاصل کار مربیان در مدارس، تربیت عضوی مفید و آشنا به وظایف برای نهاد خانواده و اجتماع است. این تعامل و داد و ستد خانه و مدرسه یا اولیا و مربیان، تعاملی پیوسته و همیشگی است و محصول آن، تربیت نسلی پویا، با نشاط، دانش پژوه و با کفایت است که نقش مؤثری در سازندگی و خودکفایی کشور بر عهده خواهند داشت.

لزوم هماهنگی میان خانه و مدرسه

یکی از راه های مؤثر برای ایجاد رابطه میان مطلوب معلمان و والدین، لزوم هماهنگی خانه و مدرسه است. اگر انجمن اولیا و مربیان کار خود را به خوبی انجام دهد، نه تنها وسیله ای برای ایجاد و توسعه روح همکاری میان خانه و مدرسه به وجود می آورد، بلکه نقش عمده ای در مرتبط ساختن برنامه مدرسه با نیازهای جامعه ایفا می کند. معلمان اثر بسیار مهمی بر ارزش های مورد پذیرش کودک بر جای می گذارند. در واقع معلمان، دانسته یا ندانسته، نقش مهمی در شکل گیری شخصیت و ویژگی های اخلاقی ـ اجتماعی کودکان دارند و بعد از والدین، مهم ترین کسانی هستند که وجودشان در انتقال ارزش ها به نسل جوان مؤثر است. اگر این هماهنگی نباشد، کودک دچار سردرگمی می شود و هر قدر هم روش های تربیتی مدرسه در سطح بالایی باشد، به یقین بدون هماهنگی و تأیید خانواده ها، اثر مثبتی در پی نخواهد داشت و نقش معلم نیز کم رنگ می شود.

آموزش خانواده ها

تحقیقات نشان می دهد پیشرفت تحصیلی دانش آموزانی که والدین آنها افرادی آگاه و آموزش دیده اند، بیشتر است. در واقع آموزش والدین در مورد مسائل تربیتی، موجب می شود آنها محیط مناسب تری برای رشد و شکوفایی استعدادهای بالقوّه فرزندان خود فراهم کنند و این امر، پیشرفت افراد خانواده و جامعه را در پی خواهد داشت. در هفته پیوند اولیا و مربیان، فعالیت های این انجمن در زمینه تشکیل کلاس های آموزش خانواده آغاز می شود. این فعالیت ها، به منظور آشنایی والدین با چگونگی رفتار با فرزند، تأمین آسایش روانی و جسمی آنها و به طور کلی، در زمینه هایی صورت می گیرد که والدین را در تربیت فرزندان خویش تواناتر و آگاه تر می سازد. در پی چنین تلاش هایی، فعالیت های مربیان با والدین همسو می گردد و برنامه های آموزش و پرورش پربار می شود و بهتر نتیجه می دهد.

کلاس های آموزشی دانش آموزان

مدیران و مربیان تربیتی، کلاس هایی با موضوع چگونگی رفتار دانش آموزان با خانواده برگزار می کنند. در این کلاس ها، رفتار هرچه بهتر و صحیح تر دانش آموزان در خانواده به آنها آموزش داده می شود. در صورتی که این کلاس ها، با کلاس هایی که برای آموزش خانواده ها و والدین برپا می شود در ارتباط باشد، تأثیرات بیشتری بر جای می گذارد و در طول دوران تحصیل، می توان اثرات مثبت این حرکت آموزشی را به خوبی مشاهده کرد.

مشارکت و مفهوم دیروز و امروز آن

پس از گذشت سال ها از تأسیس انجمن اولیا و مربیان در کشور، اینک جلوه های باروری و بالندگی مشارکت های مردمی در نظام آموزش و پرورش دیده می شود. مشارکت های مردمی، تجلّی عشق و علاقه مردم به تعلیم و تربیت است. پیش از این، مفهوم سنّتی مشارکت های مردمی، پرداخت وجه مادّی بود. به عبارت دیگر، پدران و مادران، معنای مشارکت را پرداخت وجوه نقدی می دانستند، ولی امروزه مفهوم مشارکت، بسیار گسترده تر از گذشته، به معنای دست در دست هم گذاشتن برای انجام دادن کارهاست. مردم باید بدانند که مشارکت، امری جدی و مستمر است، نه اینکه فقط در زمان هایی خاص و برای رفع نیازهای مادی کاربرد داشته باشد.

خانه و مدرسه، دو عامل تأثیرگذار

تأثیر پذیری شگرف فرزندان از خانواده، موقعیت ممتازی برای اولیا به وجود آورده است؛ به گونه ای که آنان را قادر می سازد کودکان را با علاقه و انگیزه کافی به آموزشگاه ها بفرستند. با در نظر گرفتن علاقه والدین به رشد و پرورش فرزندان، انتظار می رود آنها با ایجاد انگیزش و نگرش مثبت در مورد آموزش، سبب حضور مشتاقانه و مرتب دانش آموزان در مکان های آموزشی شوند. به دلیل اصل تأثیر پذیری کودک از خانواده است که آموزش های داده شده از سوی والدین، نقش تعیین کننده ای در طول زندگی فرزندان ایفا می کند و به صورت عامل تربیتی، آینده آنها را نیز تحت تأثیر قرار می دهد.

هفته پیوند و فرهنگ سازی

کارشناسان تعلیم و تربیت و صاحبان اندیشه معتقدند فرهنگ سازی باید از خانواده ها آغاز گردد. از این رو، وزارت آموزش و پرورش به عنوان بزرگ ترین نهاد تعلیم و تربیت کشور که بیش ترین ارتباط را با خانواده ها دارد، می کوشد از راه ارتباط همیشگی خانه با مدرسه و پیوند اولیا و مربیان و نیز افزایش دانش خانواده ها، به فرهنگ سازی بپردازد. هفته پیوند نیز با هدف ایجاد و ارتباط سازنده و پویا میان دو کانون ارزش آفرین و فرهنگ ساز خانه و مدرسه برپا می شود تا در پرتو آن، فرزندان عزیز میهن اسلامی مان، از دستاوردهای ارزشمند پیوند اولیا و مربیان بهره مند گردند.

|+| نوشته شده توسط در جمعه بیست و سوم مهر 1389  |
 زندگی نامه شهید آیت الله اشرفی اصفهانی

زندگی نامه شهید آیت الله اشرفی اصفهانی

شهید آیت الله اشرفی اصفهانی پس از 80 سال زندگی پرافتخار و خدمت به اسلام و قرآن، توسط یکی از مزدوران امریکا و منافقین کوردل در ساعت 15/12 ظهر 23 مهرماه 1361 در سنگر نماز جمعه مسجد جامع و در محراب نماز به افتخار شهادت نائل آمد و طومار زندگی پرافتخارش نه تنها بسته نشد بلکه ورقی دیگر خورد و نامش در صحنه گیتی مانند خورشید برای همیشه می درخشد. این نوشتار خلاصه ای از زندگی نامه این شهید بزرگوار می باشد.

شهید بزگوار حضرت آیت الله حاج آقا عطاء الله اشرفی اصفهانی در سال 1323 هجری قمری در یک خانواده روحانی در خمینی شهر متولد شد. وی فرزند مرحوم حجت الاسلام و المسلمین میرزا اسدالله فرزند مرحوم حجت الاسلام میرزا محمد جعفر بود و جد اعلای ایشان از علمای بزرگ جبل عامل بود. وی تنها فرزند ذکوری بود که از پدرشان بیادگار مانده بود و پس از دوران کودکی جهت تحصیل علوم دینیه به شهر اصفهان رهسپار شد.

 

تحصیلات:

شهید آیت الله اشرفی از آغاز کودکی برای تحصیل علوم دینیه به حوزه علمیه آمد و ابتدا در یکی از مدارس قدیمی به نام مدرسه نوریه به تحصیل مشغول شد و مدت 10 سال بطور متوالی در حوزه علمیه اصفهان اشتغال به تحصیل داشتند. سپس در سن 22 سالگی جهت ادامه تحصیل و طی مدارج عالیه علوم اسلامی رهسپار حوزه علمیه قم شد.

ایشان جمعا مدت 23 سال در حوزه علمیه قم و 12 سال در حوزه علمیه اصفهان بود و در این مدتی که در این دو حوزه علمیه اشتغال داشت ضمن کسب علم و دانش و نیل به درجات عالیه اجتهاد، مورد توجه خاص اساتید بزرگ و علما بود و مرحوم آیت الله بروجردی و مرحوم آیت الله حاج سید محمدتقی خوانساری به ایشان عنایت خاصی داشتند. بطوریکه هر وقت به اصفهان می رفت و سپس به قم مراجعت می کرد این دو بزرگوار و همچنین دیگر علما از ایشان دیدن می کردند.

 

خدمات آن شهید بزرگوار:

1- تاسیس حوزه علمیه امام خمینی در باختران و اداره این حوزه با بیش از 60 نفر طلاب.

2- بازسازی مدرسه مرحوم آیت الله بروجردی.

3- توسعه کتابخانه مدرسه مرحوم آیت الله بروجردی که قریب دو هزارجلد به کتابهای آن اضافه نمودند.

4- تاسیس حوزه علمیه جهت خواهران، که پس از شهادت ایشان به نام حوزه علمیه شهید محراب نامگذاری شد.

5- ایجاد وحدت کامل بین روحانیت شیعه و سنی که از بزرگترین خدمات آن شهید است که در طول تصدی مسئولیت بعنوان امام جمعه در این رابطه سمینارهای متعددی در شهرهای مختلف بویژه با حضور برادران اهل سنت تشکیل داد که اثرات بسیار مطلوبی داشته است.

6- بازسازی مسجد جامع باختران که از برکت نماز جمعه این مسجد بازسازی کامل شده است.

7- بازنمودن شماره حسابهای متعدد به نام مهاجرین جنگی و جبهه جنگ و بازسازی مناطق جنگی و همچنین کمک به سیل زدگان خوزستان و زلزله کرمان و طبس که تمام وجوه این شماره حسابها جمع آوری و برای نجات برادران و خواهران آسیب دیده و برادران رزمنده صرف شده است.

 

نقش شهید در دوران دفاع مقدس:

با آغاز جنگ تحمیلی و بسیج همه جانبه مردم و قوای مسلح برای حضور در جبهه و پشتیبانی جبهه های جنگ، آیت الله اشرفی نیز با مهم توصیف کردن مسئله جنگ، در مدت 25 ماه در تمام خطبه های نماز جمعه و مصاحبه ها و پیام های خود به حضور مردم در جبهه ها تأکید می ورزیدند.

شهید محراب، دائماً با حضور در جبهه ها به دیدار رزمندگان می شتافت و مقید بود که برای آنان سخنرانی کند. و با یکایک رزمندگان مصافحه می کرد و با آنان به گفتگو می نشست و می فرمود: "وقتی به جبهه می روم تا مدتی روحیه ام قوی می شود."

علی رغم کهولت سن مسافت های طولانی و راه های صعب العبور را به عشق دیدار دلاور مردان جبهه توحید، با وسایل نقلیه نظامی در شرایط دشوار می پیمود. بارها در جبهه های ایلام، قصر شیرین و پادگان ابوذر، گیلان غرب، نوسود، بستان، آبادان، خرمشهر، سومار حضور یافت و با سخنرانی های دلنشین، به سپاهان اسلام روحیه بخشید. پس از آزادی قصر شیرین به آن شهر سفر کرد و با خواندن دو رکعت نماز شکر در مسجد این شهر،‌ سپاسگزاری خود را به درگاه خداوند به جای آورد.

وجود آن روحانی جلیل القدر در مناطق عملیاتی سبب دلگرمی رزمندگان و باعث شور و شوق بسیار در آنها می گردید. یک بار پس از عزیمت به منطقه جنوب، عازم شهر آزاد شده بستان گردید و زیر بمباران وحشیانه دشمن وارد شهر شد و از آنجا عازم آبادان شد. هنگام آغاز عملیات فتح المبین در دوم فروردین 1361، در قرارگاه حضور یافت و پیشنهاد کرد عملیات به نام حضرت زهرا سلام الله علیها نامگذاری شود.

در دومین سفر خود به خوزستان پس از آزادی خرمشهر، عازم اهواز شد و مردم این شهر نماز شکر را به امامت ایشان به جای آوردند. بعداز ظهر همان روز علی رغم مخالفت فرماندهان، وی و امام جمعه اهواز عازم منطقه خرمشهر شدند و پس از ورود به شهر، به مسجد جامع در جمع رزمندگان حضور یافتند و فرمودند:

"امروز یکی از روزهای مهم اسلامی و یوم الله است و از جمله آرزوهای من فتح خرمشهر بود که بحمدالله من زنده ماندم و این روز را دیدم."

در شب جمعه هشتم مهر 1361 در منطقه غرب، عملیات مسلم بن عقیل با حضور شهید و تنی چند از مقامات کشوری و لشکری آغاز شد. ایشان در آن شب حال عجیبی داشت و یک لحظه آرام نداشت و تا صبح به دعا و مناجات مشغول بود و لحظه ای هم به استراحت نپرداخت. نزدیکی های صبح بود که یک عدد گلوله توپ در نزدیکی چادر ایشان منفجر شد. فرماندهان جهت ترک آن محل اصرار کردند،‌اما ایشان نپذیرفت و فرمود:

"من از این محل نمی روم و آماده هر گونه مسئله ای هستم، زیرا خون من رنگین تر و جان من عزیزتر از این عزیزان رزمنده نیست. من باید تا پایان عملیات اینجا باشم." سرانجام شهید محلاتی، عبا و عمامه ایشان را برداشت و بر سر و دوش ایشان گذاشت و عصا را به دستش داده و او را عازم کرمانشاه کرد.

در پشت جبهه هم فعالیت های چشگیری داشت که از جمله آنها افتتاح حسابی در بانک برای جمع آوری کمک های نقدی به جبهه ها بود. حساب دیگری نیز جهت کمک به مهاجران جنگ افتتاح کردند. حساب دیگری نیز جهت بازسازی منطقه گیلان غرب که به استان کرمانشاه محول شده بود، اختصاص دادند.

شهید به مسئله وحدت بین شیعه و سنی اهمیتی فوق العاده می داد و اقدامات ایشان در این زمینه بسیار مؤثر واقع می شد.

 

شهادت آن شهید بزرگوار:

ایشان پس از 80 سال زندگی پرافتخار خود و خدمت به اسلام و قرآن توسط یکی از مزدوران امریکا و منافقین کوردل در ساعت 15/12 ظهر 23 مهرماه 1361 در سنگر نماز جمعه مسجد جامع و در محراب نماز به افتخار شهادت نائل آمد و طومار زندگی پرافتخارش نه تنها بسته نشد بلکه ورقی دیگر خورد و نامش در صحنه گیتی مانند خورشید برای همیشه می درخشد،‌ روحش شاد و نامش جاویدان باد.

 

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط در جمعه بیست و سوم مهر 1389  |
 بزرگداشت حافظ
 
|+| نوشته شده توسط در دوشنبه نوزدهم مهر 1389  |
 ولادت حضرت معصومه(س) و روز دختر

  
|+| نوشته شده توسط در جمعه شانزدهم مهر 1389  |
 ولادت حضرت معصومه و روز دختر
 
                             به نام هستی یکتا 

((ولادت حضرت معصومه(س) و روز دختر مبارکباد )) 

  به جان پاک تو ای دختر امام ، سلام به هر زمان و مکان و مقام سلام 

  تویی که شاه خراسان بود برادر تو بران مقام رفیع و براین مقام سلام

 به هر عدد که تکلم شود به لیل و نهار هزار بار فزون تر ز هرکلام سلام

صبح تا شب و از شام  تا طلیعه صبح بر استانه قدست علی الدوام سلام

 به پیشگاه تو ای خواهر شه کونین ز فرد خلیق به صبح و شام سلام

 منم که هرسر مویم به هر زمان گوید به جان پاک توای دختر امام سلام

|+| نوشته شده توسط در جمعه شانزدهم مهر 1389  |
 روز جهانی کودک

روز جهانی کودک

کودک بايد در فضايی سرشار از خوشبختی ، محبت و تفاهم بزرگ شود

 

هفدهم مهرماه (8 اکتبر) در برخی نقاط دنيا از جمله ايران روز جهانی کودک است.

 

روز جهاني کودک بهانه اي براي ورود به جهان کودکان است؛ براي ورود به اين جهان بايد آگاهي هاي خود را فراموش کنيم و با ناآگاهي هاي کودکانمان همراه شويم. آموختن زبان کودکانه نيز قدم بعدي است.


 

 

در سال 1946 بعد از جنگ جهاني دوم در اروپا ، انجمن عمومي سازمان ملل به منظور حمايت از کودکان ، مرکز يونيسف را که ابتدا انجمن بين المللي ويژه کودکان سازمان ملل نام گرفت ايجاد کرد.
در سال 1953، يونيسف ( United Nations International Emergency Fund ) يکي از بخشهاي دائمي در سازمان ملل گرديد . و روز 8 اکتبر " روز جهاني کودک " نام گذاري شد.
کودکان در اين روز ، خواهان يادآوري اين مسئله هستند که سالانه هزينه هاي غير قابل تصوري صرف توليد انواع سلاحهاي هسته اي و غير هسته اي مي شود حال آنکه در سال کودکان بسياري از گرسنگي ، عدم امکانات بهداشتي ، سوء تغذيه و ... جان خود را از دست مي دهند و کسي نگران آنها نيست !
يونيسف اعلام داشته که تنها با اختصاص پنج دلار براي هر کودک مي توان جان 90 درصد از کودکاني را که سالانه مي ميرند ، نجات داد و براي بهبود چشمگير زندگي کودکان جهان سوم ، کافي است که فقط مبلغ شش هفته بودجه تسليحاتي جهان هزينه شود.
وظيفه انجمن کمک به کودکان يعني يونيسف ، مراقبت از کودکان و برآوردن نيازهاي اوليه آنها در سالهاي ابتدايي زندگي ؛ ترغيب و تشويق والدين به تعليم فرزندان مي باشد.
همچنين تلاش اين انجمن براي کاهش بيماري ، مرگ و مير در کودکان و حمايت از آنها هنگام جنگ و حوادث طبيعي و ... است .
در مقدمه کنوانسيون حقوق کودک آمده است که:
« کودک بايد در فضايي سرشار از خوشبختي ، محبت و تفاهم بزرگ شود ».
به اميد آنکه دنيايي داشته باشيم به دور از جنگ و هياهو که همه کودکان در آن با آرامش و خوشبختي زندگي کنند. به اميد آنروز
...

***

 

|+| نوشته شده توسط در پنجشنبه پانزدهم مهر 1389  |
 سالروز هجرت تاريخي امام (ره) از نجف به پاريس

هجرت امام خمینی«قدس سره»

از نجف به پاریس

13 مهر 1357

پس از قیام مردمی 15 خرداد 1342، رژیم محدودیت های بیشتری برای امام خمینی« قدس سره» و گروه های مذهبی اعمال كرد و آن گاه كه امام« قدس سره »علیه تصویب لایحه ی كاپیتولاسیون اعتراض نمودند، در 13 آبان 1343، ایشان را ابتدا به تركیه و سپس به عراق تبعید كرد.

تبعید و اقامت 14 ساله در نجف اشرف، توأم با یك زندگی بسیار ساده و بی تكلف بود.

امام در طی این مدت، با وجود محدودیت های مختلف، فریادهای حق طلبانه و ظلم ستیز خود را علیه رژیم، از طریق سخنرانی، ارسال پیام های كتبی و شفاهی به گوش ملت ایران می رساندند و بدین وسیله ماهیت رژیم را افشا می كردند.

امام« قدس سره» در كنار این اقدامات به تدریس فلسفه ی سیاسی حكومت اسلامی، تحت عنوان ولایت فقیه، همراه با دروس فقه و اصول پرداختند و شاگردانی برجسته و هم فكر تربیت كردند.

ثمره ی مجموعه ی این فعالیت ها باعث آگاهی و رشد سیاسی روزافزون همه ی اقشار اعم از تحصیل كرده ها، روحانیون، بازاری ها، شهری ها، روستایی ها و ... گردید و قاطبه ملت ایران، رهبری ایشان را پذیرفته و شعله های انقلاب فروزان گردید.

پس از ناامیدی رژیم از سكوت امام، دست به فعالیت های سیاسی برای ساكت كردن و یا اخراج ایشان از عراق زد.

اولین مذاكره بین وزرای خارجه ی دو كشور ایران و عراق، هنگام شركت در اجلاس سالانه ی سازمان ملل در نیویورك انجام شد، سپس هیأتی از تهران به بغداد عزیمت و با مقامات عراقی مذاكراتی به عمل آورد. نتیجه ی این دو مذاكره، ایجاد محدودیت هایی برای امام« قدس سره» بود، تا آن جا كه منزل ایشان توسط نیروهای امنیتی در 2 مهر 1357، محاصره و رفت و آمدها محدود و كنترل گردید. در این حال رییس سازمان امنیت عراق، یكی از نزدیكان امام (حجت الاسلام سید محمود دعایی) را احضار و پس از گفتگو با ایشان، در نهایت درخواست كرد كه امام «قدس سره» یك ماه سكوت نمایند و دلیل این مطلب را این طور بیان داشت كه (ما نسبت به رژیم شاه تعهداتی داریم و خروج امام« قدس سره »هم ازعراق صحیح نیست، امام كمتر فعالیت كنند ، اعلامیه صادر كنند، ولی خارج از عراق توزیع شود.)

هنگامی كه این خواسته ها به عرض امام« قد س سره» رسید، ایشان كه به هیچ عنوان حاضر نبودند حتی برای یك لحظه هم فعالیتشان تحت فشار یا توصیه های شخص یا اشخاص یا گروهی به نفع رژیم پهلوی محدود گردد، تصمیم به ترك عراق گرفتند و قصد عزیمت به سوریه را نمودند، اما به علت تیرگی روابط عراق و سوریه، تصمیم گرفتند كه از طریق كویت عازم سوریه شوند.

اخذ ویزا صورت پذیرفت، در حالی كه مسئولین صدور ویزا در كویت با آن كه مشخصات شناسنامه ای امام «قدس سره» به آنها داده شده بود، آگاه نبودند كه برای چه كسی ویزای ورود صادر می كنند.

صبح روز 13 مهر 1357، امام خمینی« قدس سره» با چند تن از نزدیكان و مرحوم حاج سید احمد آقا، به طرف كویت حركت كردند. پس از رسیدن به مرز، با داشتن ویزا، از ورود ایشان جلوگیری به عمل آمد. از این رو ساعاتی را در مرز سرگردان ماندند. حدود ساعت 11 شب مأموران مرزی عراق به امام اطلاع دادند كه بازگشتشان به نجف بلامانع است. اما امام «قدس سره» از بازگشت به نجف خودداری و شب را در بصره گذراندند و تصمیم گرفتند به پاریس بروند. عراقی ها هم  موافقت خود را اعلام كردند.

پیام امام« قدس سره» هنگام عزیمت به پاریس

امام خمینی« قدس سره» هنگام هجرت به پاریس، در ضمن پیامی به ملت ایران، دلایل هجرت خویش را این چنین بیان فرمودند:

«... اكنون كه من به ناچار باید ترك جوار مولا امیرالمؤمنین (علیه السلام )را نمایم و در كشورهای اسلامی دست خود را برای خدمت به شما ملت محروم كه مورد هجوم همه جانبه اجانب و وابستگان به آنان هستید، باز نمی بینم و از ورود به كویت با داشتن اجازه، ممانعت نموده اند، به سوی فرانسه پرواز می كنم. پیش من مكان معینی مطرح نیست. عمل به تكلیف الهی مطرح است. مصالح عالیه ی اسلام و مسلمین مطرح است. ما و شما، امروز كه نهضت اسلامی به مرتبه بسیار حساسی رسیده است، مسؤول هستیم. اسلام از ما انتظار دارد. چشم جهانیان امروز به سوی شما ملت غیور دوخته شده. دولت های استفاده طلب به مطالعه ی روحیه و مقدار پشتكار ملت ما پرداخته اند. شما مردان و زنان تاریخ باید پایداری در راه كوبیدن ستمكاران و دفاع از حق را به جهانیان و نسل های آینده ثابت كنید... سربلند باد ملتی كه با فداكاری خود قدم در راه پیروزی حق برداشت و سدها و موانع را یكی، پس از دیگری شكست. پیروزباد، رادمردانی كه با خون خود عزت برباد رفته را باز گرفت و عظمت پایمال شده به دست سلاطین ستمگر را بازیافت.

من وقتی مطالعه ی روحیه ی مردان و زنان جوان از دست داده را می كنم، كه شجاعانه در مقابل مصائب ایستادگی كرده و می كنند، برای خود احساس شرمندگی می كنم، من می بایست با مصیبت های شما قدم به قدم همراه و آنچه شما دیده اید، دیده باشم. مع الاسف، نتوانستم در بین شما باشم و آنچه شما لمس كردید، بكنم، لكن از این راه دور چشمم به شمار روشن و قلبم برای سلامتی امت اسلامی می طپد. از خداوند تعالی عظمت اسلام و مسلمین و كوتاه شدن دست اجانب و وابستگان آنان را مسئلت می نمایم.»

عصر روز 14 مهر 1357، امام و همراهان به بغداد منتقل و شب را در هتل دارالسلام به سر برده و روز بعد، این مهاجر بزرگ زمان با كاروان كوچك همراهش، برای خدا، به سوی خدا و در راه خدا هجرتی تاریخی و سرنوشت ساز را آغاز نمود. در پاریس مورد استقبال چند تن از مشتاقان، از جمله آقای دكتر حبیبی قرار گرفت.

امام« قدس سره» پس از چند روز اقامت در منزلی در پاریس، به علت آن كه دولت فرانسه مصاحبه با خبرنگاران و نیز شركت در برنامه های نماز جماعت و اجتماعات سیاسی را برای ایشان ممنوع اعلام كرده بود، ضمن پذیرش موقت شرایط و محدودیت های دولت فرانسه، به مكانی در حومه شهر پاریس به نام «نوفل لوشاتو» نقل مكان كردند.

اقامت امام« قدس سره» در پاریس برخلاف تصور رژیم كه می اندیشید فاصله ی بین تهران و پاریس باعث بروز محدودیت های زیادی در ارتباط بین امام« قدس سره» و طرفدارانش می شود، باعث تسریع در رشد انقلاب شد، زیرا پاریس مكانی مناسب برای فعالیت های سیاسی بود و بدین سان شهرك نوفل لوشاتو كه دیرزمانی مكانی آرام و بدون سر و صدا بود، به خبرسازترین نقطه ی جهان تبدیل گردید، زیرا سیل گزارشگران، خبرنگاران، عكاسان و فیلمبرداران به آن مكان سرازیر گردید و دولت فرانسه برخلاف میلش نتوانست مانع مصاحبه ها و ملاقات های خبرنگاران و به طور كلی فعالیت های ایشان بشود. بدین ترتیب امام در طول چند ماه اقامت در پاریس، ضمن انجام مصاحبه با خبرنگاران و دیدار با شخصیت های مختلف فرانسوی، ایرانی و دیگر ممالك دنیا، به افشاگری رژیم پهلوی و حامی اصلیش آمریكا پرداخته و ندای مظلومیت ملت ایران را به گوش جهانیان رساندند. علاوه بر این با تماس تلفنی مستمر با طرفدارانشان در ایران و ارسال پیام های كتبی، ملت را برای انقلاب آماده ساختند.

 امام «قدس سره» تكیه ی كلامشان این بود كه«شاه باید برود» و سرانجام در روز 26 دی ماه 1357، شاه از ایران خارج شد و به مصر رفت.

 
 
|+| نوشته شده توسط در سه شنبه سیزدهم مهر 1389  |
 
 
بالا